۱۳۹۱ اسفند ۲۵, جمعه

پروانه شدن...

من در پیله ی چشم های تو ,
به کرم های کوچکی ,
می اندیشم
که یک روز ,
پروانه شدند .

باغ را ...
بهار را ...

باغ را ...
بهار را ...

عطر را ...
نسیم را ...

من از شوق خود ,
بال گرفته ام
پرواز را
پرواز را ...

و اکنون ,
باورها را
و بارورها را ...

ای تندیس مقدس
در کدام جای پنجمین فصل ,
ستاره ها به باغ سلام خواهند کرد
و پروانه شدن ,
در چشم های تو ,
تکرار خواهد شد .

اکبر درویش . زمستانی های سال 1391

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر