۱۳۹۱ اسفند ۲۷, یکشنبه

ای باور زیبا

زیبایی ی یک باور را ,
تنها
باید 
باوری زیبا بفهمد...

ای باور زیبا ,
مرا ,
بفهم
مرا ,
درک کن
گنگ نیستم
ساده ام
اگر چه پر از رمز و راز هستم
اما ,
به صمیمیت یک آه هستم
مرا بشناس ...

فرزند آب هستم
قطره ای از چشمه
در آغوش رود
در خانه ی دریا ...

اهل سرزمین بکر و دست نخورده ی احساس هستم
خانه ام جنگل
قبله ام خورشید
موذن دوست داشتن
چشم ها را می بینم
دست ها را می خوانم
لبخندها را می پرستم
و دوست می دارم

ای باور زیبا ,
مرا ,
بفهم
مرا ,
درک کن
نیمه ی تنهای تو هستم ...

اکبر درویش . زمستانی های سال 1391

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر