وقتی برای گفتن هزاران حرف داری , وقتی تنها با گفتن می توانی آرامش از دست رفته ات را به دست بیاوری تا بتوانی دوباره پنجه در پنجه ی این زندگی بیندازی , شعر بیانگر احساسات من در این گفتن است که من جز شعر گفتن نمی دانم ..که حتی وقتی سکوت می کنم با شعر سکوت می کنم و این سکوت من فریاد ناگفته های من است اکنون شعرها و دیگر نوشته های من که اگر فریاد من بوده اند اما از سکوت من الهام گرفته اند با کسانی که نه تنها درد مشترک داریم بلکه باید راه مشترک داشته باشیم تا دست در دست هم به سوی جهان مهربانان برویم .
نمایش پستها با برچسب نامه ها. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب نامه ها. نمایش همه پستها
۱۳۹۹ دی ۲۰, شنبه
۱۳۹۲ فروردین ۴, یکشنبه
قسمت هایی از نامه ی من به یونسکو :
قسمت هایی از نامه ی من به یونسکو :
من همیشه به خانواده ها این مسائل را یادآوری می کنم ولی می دانم که آن ها چون دوست ندارند آن را فراموش می کنند .
*-*-*-*-*-*
بچه های مان را دوست بداریم .
به بچه های مان فرصت اشتباه بدهیم .
بچه های مان را با تمام اشتباهات شان دوست بداریم .
بچه های مان را نه به خاطر خودمان بلکه به خاطر خودشان دوست بداریم .
به عقاید آن ها , به خواسته های آن ها , و به نظرات آن ها احترام بگذاریم .
آن ها را سرزنش نکنیم و به آن ها اجازه بدهیم تا راحت بتوانند مشکلات شان را با ما در میان بگذارند و از مقایسه کردن آن ها بپرهیزیم .
اگر ما امروز به حرف های آن ها گوش نکنیم آن ها هم فردا به حرف ما گوش نخواهند کرد .
ما مالک و صاحب فرزندان مان نیستیم .
به جای احساس مالکیت سعی کنیم برای آن ها یک دوست خوب باشیم
سعی کنیم به آن ها اعتماد به نفس بدهیم .
آن ها سرمایه های ما هستند به فکر پرورش این سرمایه ها باشیم .
به آن ها از بالا نگاه نکنیم بلکه در کنار آن ها باشیم و عشق و محبت را به آن ها ارزانی کنیم .
برای آن ها انتخاب نکنیم بلکه با آن ها به مشورت بنشینیم و اجازه بدهیم نسبت به استعدادهای شان و مهارت های شان خود آگاهانه انتخاب کنند .
آن ها را نترسانیم بلکه آگاه شان کنیم .
..................
من همیشه به خانواده ها این مسائل را یادآوری می کنم ولی می دانم که آن ها چون دوست ندارند آن را فراموش می کنند .
*-*-*-*-*-*
بچه های مان را دوست بداریم .
به بچه های مان فرصت اشتباه بدهیم .
بچه های مان را با تمام اشتباهات شان دوست بداریم .
بچه های مان را نه به خاطر خودمان بلکه به خاطر خودشان دوست بداریم .
به عقاید آن ها , به خواسته های آن ها , و به نظرات آن ها احترام بگذاریم .
آن ها را سرزنش نکنیم و به آن ها اجازه بدهیم تا راحت بتوانند مشکلات شان را با ما در میان بگذارند و از مقایسه کردن آن ها بپرهیزیم .
اگر ما امروز به حرف های آن ها گوش نکنیم آن ها هم فردا به حرف ما گوش نخواهند کرد .
ما مالک و صاحب فرزندان مان نیستیم .
به جای احساس مالکیت سعی کنیم برای آن ها یک دوست خوب باشیم
سعی کنیم به آن ها اعتماد به نفس بدهیم .
آن ها سرمایه های ما هستند به فکر پرورش این سرمایه ها باشیم .
به آن ها از بالا نگاه نکنیم بلکه در کنار آن ها باشیم و عشق و محبت را به آن ها ارزانی کنیم .
برای آن ها انتخاب نکنیم بلکه با آن ها به مشورت بنشینیم و اجازه بدهیم نسبت به استعدادهای شان و مهارت های شان خود آگاهانه انتخاب کنند .
آن ها را نترسانیم بلکه آگاه شان کنیم .
..................
اشتراک در:
پستها (Atom)

