سه روایت از :
" عدالت "
روایت یکم :
پدرم
نجار بود
صلیب می ساخت
برای اجرای عدالت
مرا به صلیب کشیدند !
روایت دویم :
پدرم
دزد بود
از دیوار مردم بالا می رفت
مرا
دستبند زدند
و به زندان انداختند !!
روایت سیم :
گوسفند را
به جای گرگ
شکار می کنند
و ما چه سرخوشانه
به تماشای اعدام می رویم !
اکبر درویش . شهریور ماه سال 1393
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر