وقتی برای گفتن هزاران حرف داری , وقتی تنها با گفتن می توانی آرامش از دست رفته ات را به دست بیاوری تا بتوانی دوباره پنجه در پنجه ی این زندگی بیندازی , شعر بیانگر احساسات من در این گفتن است که من جز شعر گفتن نمی دانم ..که حتی وقتی سکوت می کنم با شعر سکوت می کنم و این سکوت من فریاد ناگفته های من است
اکنون شعرها و دیگر نوشته های من که اگر فریاد من بوده اند اما از سکوت من الهام گرفته اند با کسانی که نه تنها درد مشترک داریم بلکه باید راه مشترک داشته باشیم تا دست در دست هم به سوی جهان مهربانان برویم .
۱۳۹۲ مهر ۱۲, جمعه
چون جانوری وحشی
چون جانوری که نمی دانم اسمش چیست اما , با چنگال اهریمنی که هر آن , می خواهد مرا در هم شکند و دندان هایش , آماده ی دریدن من و هر آن سایه اش چون بختک بر فراز من ...
دنیا , تو را , این گونه شناختم : وحشی بی رحم خونخوار ...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر